چاپ کردن این صفحه
طبیعت اختلاف، حکمت اتفاق
1397/06/13 122

طبیعت اختلاف، حکمت اتفاق

طبیعت اختلاف، حکمت اتفاق

دکتر سید احمد زرهانی

با نگاهی دقیق به چهره هستی، نمونه های زیادی از اختلاف در عالم مشاهده می‌‌شود. از اختلاف شب و روز و پشت سر هم افتادن آن گرفته تا جانشینی نسلهای نو به جای نسلهای کهن، نشانه‌‌هایی از اختلافهای طبیعی در آفرینش است.

در پنج قاره، انسانها با رنگها و نژادها و زبانهای مختلف زندگی می‌‌کنند و ضمن آنکه همه انسانها از فطرت الهی و قدر مشترک عقل و هدایت الهی و سرشت آسمانی برخوردارند، در رفتار و گفتار و ساختار فرهنگی و اجتماعی با هم فرق می‌‌کنند و از رهگذر همین تفاوتها امکان تعارف و شناسایی اقوام و ملل مختلف فراهم می‌شود. این قبیل اختلافهای طبیعی و تفاوتهای فردی، ریشه در تدبیر خداوند برای تمشیت امور بشر دارد و در جای خود جزء لا ینفک آفرینش به شمار می‌‌آید. خداوند سبحان می‌‌فرماید: «... نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوه الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضا سخریا...»[1] این اختلاف طبیعی در بهره‌‌وری از موهبتهاي زندگی است كه باعث تحرک اقتصادی و تلاش فکری ابنای نوع می‌‌شود و آنان را به کارآفرینی و استخدام یکدیگر و پیشرفت ترغیب می‌کند.

اگر این اختلاف طبیعی نبود، جامعه بشري در مساوات و همسانی مطلق راه به جایی نمی‌‌برد و در فضای راکد متوقف می‌‌گردید و استمرار حیات اجتماعی میسر نبود.

علامه طباطبایی در المیزان در ذیل این آیه می‌‌فرماید: «خدای تعالی در قرآن کریم این اختلاف را به خود نسبت داده و در هیچ جایی از کلام خود آن را مذمت ننموده، مگر در مواردی که این اختلاف آمیخته با هوای نفس و بر خلاف هدایت عقل باشد. مانند اختلاف در دین، چون خدای سبحان، دین را یک مسئله فطری دانسته و فرموده: بشر مفطور بر معرفت و توحید خداست.»[2]

به همان اندازه که اختلاف طبیعی سودمند است، اختلاف در دین که ریشه در نفسانیات و عقل ستيزی دارد، خطرناک و زیان‌‌بار است. اختلاف طبیعی در سازماندهی نظامهای هستی، نقش آفرین است و اختلاف در دین،  تفرقه و طغیان و آشفتگی به بار می‌آورد. راه رهایی از اختلاف در دین و دستیابی به اتفاق و اتحاد، تمسک به حبل الله و تمرکز بر مشترکات دینی است. خداوند می‌فرماید: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا...»[3]  نتيجه اعتصام به حبل الله، پیوند دلها و یگانگی به جانها به دست خدای مهربان و حکیم است. ره‌‌آورد اعتصام به حبل الله، راه یابی به عالم روشن برادری و اخوت و رهایی از پرتگاه آتش و جهنم عداوت و برادرکشی است. قرآن مجید، عامل پیوند و همبستگی مسلمانان جهان است و مانند رودخانه‌ای است که از بستر دلهای مسلمانان در همه عصر‌ها حرکت می‌کند. اگر جان ما از این آب حیات سیراب شود و همه با هم قائلان به یگانگی خدای متعال و رسالت پیامبر اکرم (ص) را مؤمن و همه مؤمنان را برادر و برابر بدانیم، امت محمدی (ص) از زیر سلطه اجانب، خارج می‌شود و بارقه‌‌های تمدن جدید اسلامی جهان خسته از ظلمت مادیگرایی را روش می‌کند و مسلمانان از چنگال استکبار و استضعاف نجات می‌یابند. در دو خزانه جاودان قرآن و عترت و سنت نبوی (ص) آن قدر گهرهای ناب وحدت آفرین وجود دارد که مسلمانان می‌توانند با بهره مندی از آنها دست از زخارف غرب بردارند و بطانه جهان اسلام را از تعرض اجانب مصون سازند. همراهی دست خدا با جماعت به این معنی است که اگر پراکنده شویم، شیاطین و طاغوتهاي روزگار، ما را شکار می‌کنند و به جان هم می‌اندازند.

در طبیعت اختلاف نفسانی، سرکشی و طغیان نهفته است. خداوند حکیم می‌فرماید:«...فما اختلفوا الا من بعد ما جاء‌‌هم العلم بغیاً بینهم...».[4] اگر علم لا ینفع و ناقض با وسوسه و تسویل نفس جمع شود، سر از آتش افروزی در وادی اختلاف و تفرقه در می‌‌آورد و جامعه را مبدل به میدان تاخت و تاز معاندان و سلطه گران می‌‌کند. از دیدگاه قرآن مجید، استمرار تمدنها مبتنی بر مصلح باقی ماندن مردم است و ره‌‌آورد این اصلاح‌‌گری، اهتمام برای برخورداری از رحمت و هدایت الهی برای حل اختلافات دینی و اجتماعی است و یکی از اهداف آفرینش انسانها، دستیابی به اتفاق و اتحاد در پرتو رحمت و هدایت الهی است؛ یعنی فلسفه حیات انسانی، تلازم و تناسب با حکمت اتفاق و اتحاد انسانهای الهی در پرتو رحمت و هدایت پروردگار دارد. خداوند سبحان می‌‌فرماید: «و ما کان ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون*و لو شاء ربک لجعل الناس امه واحده و لا یزالون مختلفین* الا من رحم ربک و لذلک خلقهم...»[5]

از این آیات شریفه استنباط می‌‌شود که اقوام مصلح و تمدنهای سالم، آسیب ناپذیرند و اختلاف در برداشتهای دینی در طبیعت جوامع وجود دارد و راه رستن از ورطه اختلاف و تفرقه، اصلاح‌گری مبتنی بر رحمت و هدایت الهی است و اساساً هدف خلقت، همین به خدا پیوستن برای رستن از آتش اختلاف است و در غیر این صورت، جهنم آماده استقبال از دور‌‌شدگان از رحمت و هدایت خداوند است. هر چند ساحت علمای الهی اعم از مسلمان و پیرو‌‌ان سایر ادیان ابراهیمی در طول تاریخ از تفرقه آفرینی پاک بوده است و سرآمد مصلحان از بین عالمان دین برخاسته‌اند، اما کسانی از بین قدرتمندان بدون تعلق خاطر به ادیان الهی و یا از سر دنیا‌‌مداری به نام دین در مقابل نهضت انبیاء ایستاده‌اند و کژ راهه را به نام طریق هدایت به ساده دلان نشان داده‌‌‌اند و از این رهگذر، مصائب زیادی برای امتها به بار آورده‌اند. قرآن مجید می‌‌فرماید:«و کذلک جعلنا فی کل قریه اکابر مجرميها لیمکروا فیها و ما یمکرون الا بانفسهم و ما یشعرون»[6] عالمان و مصلحان جهان اسلام، برای آنکه ابتکار عمل به دست اکابر دروغین نیفتد و مجرمها جای مصلحها را نگیرند و اختلافات منتهی به برادر کشی نشود، شایسته پرچمداری بیداری مسلمین و آگاهی دادن به خفتگان وغافلان می‌باشند و این همان ارث انبیاء عظام الهی است که به آنان رسیده است و ثمرۀ این میراث سترگ، اتحاد در پرتو خورشید یکتاپرستی و توحید است. برخورداری از رحمت و هدایت الهی، مستلزم شرح صدر و بلند نظری است. همان موهبتی که خداوند به پیامبر اکرم (ص) عطا فرمود و حضرت موسی (ع) برای درهم شکستن اقتدار کاذب فرعون، آن را از خدا درخواست کرد. باران هدایت الهی بر سینه‌ها باز می‌بارد «افمن یرد الله ان یهدیه يشرح صدره للاسلام...»[7] وقتی دلها گسترش یابند و سینه‌ها آماده پذیرش نور اسلام گردند و جوانه‌های هدایت و رحمت الهی بر صفحه روانها مجال رویش پیدا کنند، زنگار غل پاک می‌شود و مؤمنان از دست و زبان و قدرت همدیگر ایمن و مصون می‌مانند. به امید روزی که آفتاب حکمت اتفاق در پرتو هدایت الهی جانهای ما را درخشان‌تر کند و طليعه امت واحده را به ارمغان آورد.


[1] زخرف،32.

2الميزان،ج11،ص81.

3آل عمران،103.

4جاثيه ،17.

5هود،117-119.

6انعام،123.

7انعام،125.

0 نظر