شنبه 27 بهمن 1397 10 جمادی‌الثانی 1440 Saturday 16 February 2019

.

.

.

جایگاه عقلانیت در امت واحده
1397/07/14 79

جایگاه عقلانیت در امت واحده

جایگاه عقلانیت در امت واحده

سید احمد زرهانی

جایگاه عقلانیت در امت واحده

سید احمد زرهانی

اهل معرفت می‌گویند انسان همان‌گونه که چشم «سَر» دارد، از چشم «سِرّ» هم برخوردار است، با چشم ظاهر، ماده را می‌بیند و با چشم باطن، ماده و معنا را می‌نگرد. عرفا این حقیقت را از قرآن مجید آموخته‌اند. در قرآن در مقام سرزنش تكذيب كنندگان مقام رسالت آمده است: «أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فى الأَرْضِ فَتَكُونَ لهَُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بهَا أَوْ ءَاذَانٌ يَسمَعُونَ بهَا  فَإِنهَا لا تَعْمَى الأَبْصرُ وَ لَكِن تَعْمَى الْقُلُوب الَّتى فى الصدُورِ».(1)

قلب، مرکز تعقل است و زمانی چشم دل انسان بینانی دارد که تعقل کند. ممکن است فرد یا اجتماع با چشم سر ببیند ولی در اثر غفلت از آیات خداوند از ناحیه چشم دل نابینا باشد. سایر موجودات از چنین ظرفیت و موقعیتی برخوردار نیستند. اغلب ما تصور می‌کنیم که قلب تنها جای عواطف است، در صورتی که قلب کانون تعقل و تشخیص سره از ناسره است. کوردلان با بینادلان مساوی نیستند. همان‌گونه که تاریکی با روشنایی برابر نمی‌باشد. قرآن مجید می‌فرماید: «... قُلْ هَلْ يَستَوِى الأَعْمَى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَستَوِى الظلُمَت وَ النُّورُ ...».(2) 

هنر موحدان، دیدن با چشم دل است و نقص اساسی کفار، زندگی در تاریکیها و حرکت با دل بی‌بصیرت می‌باشد. یعنی خردگرایی ربانی ویژگی بارز امت اسلامی و سبک سری و بسنده کردن به عقل مادی و فرومرتبه از خصائص جامعه مشرک است. امت واحده با تعقل به سمت نور و حق حرکت می‌کند و جامعه مشرک و کافر با باطن کور و چشم دل نابینا به سوی تاریکیها و باطل می‌تازد. امت اسلامی در این پویش به آب و جامعه کافر به کف روی آب می‌رسد. خداوند سبحان می‌فرماید: «... كَذَلِك يَضرِب اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْبَطِلَ  فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَب جُفَاءً  وَ أَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاس فَيَمْكُث فى الأَرْضِ  كَذَلِك يَضرِب اللَّهُ الأَمْثَالَ».(3) 

حق، آب گوارای سودمند و پایدار است و باطل، کف ناپایدار و بی‌خاصیت. دلهای بصیر و بیدار با تعقل و در پرتو آموزه‌های وحیانی به حیات طیبه و دلهای کور به سراب می‌رسند و فرجام موحدان و مشرکان باهم تفاوت ماهوی دارد. از این روست که در روز رستاخیز بهترین و سودمندترین سرمایه و ره‌آورد، «قلب سلیم» است؛ قلبی که منور به فروغ یکتا پرستی و مزین به تعقل و تدبر در آیات الهی و کانون محبت خداست. 

مشکل بزرگ دور افتادگان از مکتب توحید این است که یارای تشخیص حق از باطل را ندارند و ره‌آورد حق انبیاء را باطل می‌شمارند «وَ لَقَدْ ضرَبْنَا لِلنَّاسِ فى هَذَا الْقُرْءَانِ مِن كلّ‏ِ مَثَلٍ  وَ لَئن جِئْتَهُم بِئَايَةٍ لَّيَقُولَنَّ الَّذِينَ كفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلا مُبْطِلُونَ»(4) این بی‌بصیرتی در تشخیص حق از باطل ناشی از مرگ دلهای کافران و قلوب بی‌تعقل و در پرده فروخفته آنان است. «كَذَلِك يَطبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ»(5) گویی مرگ قلوب مساوی با مرگ انسانیت انسان به‌شمار می‌آید و انسان فاقد تعقل الهی در حد مرده‌ای متحرک محسوب می‌شود.

اساساً درک آیات الهی برای صاحبان قلوب زنده و آکنده از نور توحید میسر است و در تحولات طبیعت و باد و باران و آمد و شد شب و روز و آفرینش انسان و دیگر جنبدگان، نشانه‌هایی برای اهل ایمان و یقین و تعقل وجود دارد. «... ءَايَتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»(6) کفار سرسخت و معاند دچار مرگ قلوب می‌شوند و قدرت فهم حقایق توحیدی و تفقه در قرآن را از دست می‌دهند «وَ جَعَلْنَا عَلى قُلُوبهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ ...»(7)  قلوبی که مهر می‌خورند و در پرده جهالت و غفلت گرفتار می‌شوند توان تفقه و درک آیات الهی را از دست می‌دهند و پژمرده می‌شوند. صاحبان این قبیل قلوب مرده نشانی از حیات طیبه به‌دست نمی‌آورند و از مدار انسانیت خارج می‌گردند و استحقاق خلافت الهی را احراز نمی‌کنند. در روزی که مال و اولاد برای انسان در هنگامه رستاخیز کارآیی ندارد تنها کالای نجات‌بخش قلب سلیم است. «يَوْمَ لا يَنفَعُ مَالٌ وَ لا بَنُونَ»،(8) «إِلا مَنْ أَتى اللَّهَ بِقَلْبٍ سلِيمٍ»(9) سلامت قلب در رستن از کفر و شرک است و برخورداری از ولایت الهی و بهره‌مندی از توان تعقل و تفقه و درک آیات و نشانه‌های قدرت پروردگار است. دشمنان انبیاء از نعمت تعقل محروم بوده‌اند، چون از موهبت قلوب کارآمد و زنده بهره‌ای نداشته‌اند. حضرت موسی(ع) به فرعون و پیروان او می‌گوید: «قَالَ رَب الْمَشرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَا بَيْنهُمَا  إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ».(10)

از آنچه گذشت، به‌خوبی روشن می‌شود که یکی از مرزهای بارز کفر و دین و سعادت و شقاوت در دنیا و آخرت برخورداری از قلوب مزین به تعقل، تدبر، تفکر و تفقه می‌باشد و عدم برخورداری از این موهبت، فرجامی جز نکبت و نگون‌بختی در هر دو سرا ندارد. حال باید نگاهی به نیم رخ عقلانی جهان اسلام بیفکنیم و راز کامیابیها و ناکامیهای مسلمانان را دریابیم. بررسی شرایط اقتصادی، فرهنگی، دینی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان نشان می‌دهد که هنوز آشفتگیهای نگران کننده‌ای در گستره زندگی اجتماعی مسلمین مشاهده می‌شود. هرچند در پرتو بیداری اسلامی و خیزش علمی و اجتماعی مسلمانان در دهه‌های اخیر نسیم پیشرفت دلنوازتر شده است، لیکن تا دستیابی به امت واحده راه ناپیموده زیادی در پیش رو قرار دارد.

یکی از ریشه‌های این نابسامانیها دلمردگی برخی از مسلمانان است. همان‌طور که حیات طیبه ما در طول تاریخ برخاسته از حیات قلوب خداشناس و موحد ما بوده است، مهم‌ترین رسالت نظام تعلیم و تربیت در کشورهای اسلامی، سرمایه‌گذاری برای احیای قلوب جوانان مسلمان در کنار آموزش علم و فناوری به آنان است. قلوبی که به کمک آنان حقایق را مشاهده کنند، آیات الهی را ببینند و با تعقل و تفقه در جهان هستی از تاریکیها به سمت روشنایی راه یابند.

رویش جوانه‌های تمدن اسلامی در جهان معاصر از تعقل آغاز می‌شود و شاخ و برگ تعقل از مزرعه قلوب سلیم و یکتاپرست برمی‌خیزد و کم‌توجهی به بعد فطری، عقلانی و باطنی انسان خسارت‌بار است. امام علی بن ابی‌طالب(ع) می‌فرماید: «الحمدلله المتجلی لخلقهِ بحلقهِ و الظاهِرِ لِقلوبهم بحجّته» یعنی سپاس و ستایش خدا را که با کار آفرینش بر آفریدگانش جلوه‌گر است و با ارائه دلایل خود بر دلهای آنان آشکار است.(11) این سخن حکیمانه نشان می‌دهد شهود آثار قدرت خداوند و دلایل وجود حق‌تعالی با قلوب آدمیان امکان پذیر است و سلامت معنوی قلب، پشتوانه‌ای برای خداشناسی و درک تجلیات حضرت رب‌العالمین است. تا قلب از نعمت تعقل برخوردار نباشد به آیات خدا پی نمی‌برد و ایمان نیاوردن به آیات الله مساوی با شقاوت ابدی است.

قرآن مجید می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِئَايَتِ اللَّهِ لا يهْدِيهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ».(12) امروز برخي از کارگزاران جهان اسلام و سیاستمداران کشورهای اسلامی دل به دین خدا نبسته‌اند و به ظاهر پیروان دین اسلام‌اند ولی در باطن دین خدا را نارسا می‌پندارند و سر تعظیم به آستان اندیشه‌های ماتریالیستی و سکولاریستی غرب نهاده‌اند و نسخه‌های تجویز شده نظریه‌پردازان غربی را نصب العین قرار داده‌اند و بر وفق مسلک و مصلحت آنان عمل می‌کنند و راه به جایی نمی‌برند. 

بهره‌گیری از دستاوردهای علمی بشریت کار درستی است اما نسنجیده راه بی‌فرجام غرب را پیمودن با عقل سلیم سازگار نیست. بحرانها و مشکلات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فکری جهان اسلام زمانی حل و فصل می‌شود که مسلمانان بر مدار قرآن و سنت و عترت رسول خدا(ص) حرکت کنند و کرسیهای نظریه‌پردازی با اتکاي به تعالیم وحیانی راه نشان دهند و تمدن اسلامی نوظهور از بطن قرآن جوانه زند و مسلمین دست از تقلید و محاکات بردارند و روی پای خود بایستند و دست رد به سینه استعمار نو بزنند. تا قبله قلوب ما غرب است امیدی به کاهش آلام کشورهای اسلامی و دفع متجاوزان از اراضی مسلمین نیست.

در بین تعدادی از سران و رجال کشورهای مسلمان، عقل حسابگر دنیوی جانشین عقل معنوی برخاسته از قلب سلیم و روشن از خورشید معرفت الهی شده است و این پدیده، سرچشمه مصائب جهان اسلام و مصدر کجرویهای مسلکی در جهان معاصر است. از این رو نهادهای تربیتی و آموزشی جهان اسلام باید نهضت احیای قلوب راه بیندازند و کودکان و نوجوانان را صاحبدل پرورش دهند و از همان دوران صباوت، قلب آنان را متوجه آیات الله کنند و به آنان بیاموزند که قلب سلیم مرکز محبت، تعقل، تفکر و تدبیر و سرچشمه تصمیمهای بزرگ و آینه جمال و جلال خداوند و سرمایه حیات جاودانی است وگرنه امت اسلامی با مسلمانان متأثر از علوم انسانی غرب و گرفتار سکولاریسم و مردد بین دین و دنیا قوام و انسجام نمی‌گیرد.

ما مسلمانان در سراسر جهان نیازمند کمک عالمان و مصلحان خود هستیم تا همچون پیامبران عظام میثاق فطری ما را به یادمان آورند و نعمت های فراموش شده را به ما متذکر شوند و با استدلال، محبت را بر ما تمام کنند و دفائن عقول ما را برانگیزانند(13) و در نظامهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تربیتی و اقتصادی عقل ربانی و معنوی را جایگزین عقل حسابگر دنیوی کنند و با عقل متکی به وحی، دنیا و آخرت امت اسلامی را آباد کنند. 

 

پي‌نوشتها

1.حج، 46

2.رعد، 16  

3.رعد، 17

4.روم، 58

5.روم، 59

6.جاثیه، 5

7.اسراء، 46

8.شعراء، 88

9.شعراء، 89

10.شعراء، 28

11.نهج البلاغه، ترجمه حسین استاد ولی، ص155. 

12.نحل، 104 

13.نهج البلاغه، خطبه اول.  

 

 

مجله مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی (فروغ وحدت)

 

0 نظر

  1. محبوب‌ترین‌ها
  2. آخرین‌ها
  3. ویژه‌ها